روایتی از زندگی ابراهیم ثابتیان، از پیشکسوتان خیاطی ایران؛ مردی که از کارگاههای سنتی همدان و لالهزار تا آموزش خیاطی مدرن، بخشی از تحولات صنعت پوشاک ایران را تجربه کرد.
تاریخ خیاطی در ایران با نام استادانی گره خورده است که هنر دوخت لباس را از نسلی به نسل دیگر منتقل کردهاند. ابراهیم ثابتیان، متولد اسفند ۱۳۱۲ در شهر همدان، یکی از این چهرههاست که زندگی حرفهای خود را از شاگردی در کارگاههای سنتی آغاز کرد و پس از سالها تلاش، به یکی از استادان و فعالان شناختهشده صنف خیاطی تبدیل شد.
خاطرات او تنها سرگذشت یک خیاط نیست، بلکه تصویری از تحول صنعت پوشاک ایران ارائه میدهد؛ از روزگاری که اتوهای زغالی و دوخت دستی اساس کار خیاطخانهها بودند تا زمانی که آموزش تخصصی، ماشینآلات جدید و خطوط تولید مدرن جایگاه مهمی در این صنعت پیدا کردند.
آغاز زندگی حرفهای ابراهیم ثابتیان در همدان
ابراهیم ثابتیان نخستین تجربههای خیاطی را در دوران کودکی و همزمان با تحصیل در مدرسه به دست آورد. خانوادهاش برای آنکه تعطیلات تابستان را به یادگیری حرفهای مفید اختصاص دهد، او را به کارگاه کاراپت توماسیان، از خیاطان مسیحی خوشنام همدان، فرستادند.
توماسیان تأثیر عمیقی بر زندگی ثابتیان گذاشت. او علاوه بر آموزش مهارتهای خیاطی، با شاگردان خود رفتاری صمیمانه و پدرانه داشت. علاقه ثابتیان به این حرفه چنان افزایش یافت که حتی در دوران دبیرستان نیز بعدازظهرها و تعطیلات را در کارگاه میگذراند.
یکی از خاطرات ماندگار او، روزی است که استادش تصمیم گرفت از حرفه خیاطی کنارهگیری کند. توماسیان ابزارهای کارگاه را میان کارگران تقسیم کرد و تنها یک سوزن و انگشتانه برای خود نگه داشت؛ یادگاری کوچک از سالها زندگی در کنار پارچه، نخ و قیچی.
این خاطره، جلوهای از ارتباط عمیق استادکاران قدیمی با حرفهای است که برای آنان فراتر از یک شغل معنا داشت.
لالهزار؛ دانشگاه خیاطی در تهران قدیم
پس از پایان فعالیت نخستین استادش، ابراهیم ثابتیان راهی تهران شد و در کارگاههای مختلف خیابان لالهزار و لالهزار نو مشغول به کار شد.
در آن دوران، لالهزار یکی از مراکز مهم خیاطی حرفهای تهران بود. خیاطخانههای این محدوده، محل فعالیت استادکارانی بودند که برای شخصیتهای برجسته و علاقهمندان به پوشاک فاخر لباس میدوختند.
ثابتیان در کارگاههایی از جمله خیاطخانه غلامرضا یزدی و دوزندگی پارس متعلق به هاشم اسدی تهرانی فعالیت کرد. او کارگاه غلامرضا یزدی را به دانشگاهی برای حرفه خیاطی تشبیه میکرد؛ زیرا بسیاری از خیاطان برجسته آن روزگار، مهارت و تجربه خود را در آنجا به دست آورده بودند.
از نگاه ثابتیان، یکی از مهمترین ویژگیهای یک خیاط حرفهای، شناخت دقیق اندام مشتری بود. او معتقد بود بدون آگاهی از تناسبات بدن و تسلط بر اصول برش، حتی یک دوخت ظریف نیز نمیتواند نتیجهای مطلوب داشته باشد.

روزگار اتوهای زغالی و دشواریهای کارگاههای قدیمی
در خاطرات ابراهیم ثابتیان، تصویری روشن از شرایط کار خیاطان در دهههای گذشته دیده میشود.
در آن زمان، بیشتر مراحل دوخت با دست انجام میشد و اتوهای زغالی یکی از ابزارهای اصلی شکلدهی و آمادهسازی لباس بودند. بسیاری از کارگاهها تهویه مناسبی نداشتند و دود زغال و گردوغبار فضای کار را آلوده میکرد.
ثابتیان روایت میکند که خیاطان صبح با پیراهنهای سفید و مرتب وارد کارگاه میشدند، اما تا پایان روز لباسهایشان بر اثر آلودگی محیط تیره میشد.
نبود امکانات بهداشتی مناسب و پوشش بیمهای کافی، مشکلات کارگران را دوچندان میکرد. با وجود این شرایط، خیاطان با مهارت، صبر و دقت فراوان به دوخت لباسهایی میپرداختند که حاصل ساعتها کار دستی بود.
همین دشواریها بعدها زمینهساز تلاش ثابتیان و گروهی از همکارانش برای بهبود شرایط صنفی شد.
تشکیل سندیکای خیاطان؛ تلاش برای حفظ شأن یک حرفه
ابراهیم ثابتیان تنها به فعالیت در کارگاههای خیاطی بسنده نکرد. او از فعالان تشکیل سندیکای کارگران خیاط بود و در کنار گروهی از همکاران خود برای بهبود شرایط کار تلاش کرد.

به روایت او، این فعالیتها از حدود سال ۱۳۳۴ آغاز شد و تا سال ۱۳۴۲ ادامه یافت. خواستههای اصلی کارگران، برخورداری از محیط کاری سالم، امکانات بهداشتی مناسب و پوشش بیمهای بود.
اعضای سندیکا با برگزاری نشستها، پیگیری مطالبات و همکاری با سایر اصناف، بهویژه کفاشان، تلاش کردند توجه مسئولان را به مشکلات کارگران جلب کنند.
ثابتیان در خاطرات خود از همبستگی میان کارگران سخن میگوید؛ زمانی که برخی کارگاهها بخشی از دستمزد کارکنان خود را برای حمایت از همکاران معترض اختصاص میدادند.
این فعالیتها بخش مهمی از زندگی حرفهای او را تشکیل میدهند و نشاندهنده دغدغهاش برای ارتقای جایگاه اجتماعی و حرفهای خیاطان هستند.
ورود ابراهیم ثابتیان به آموزش خیاطی مدرن
سال ۱۳۴۰ یکی از نقاط عطف زندگی ابراهیم ثابتیان بود. او پس از سالها شاگردی و کارگری، مغازهای در پاساژ چلچله خیابان لالهزار نو خریداری کرد و فعالیت مستقل خود را آغاز کرد.
در همین دوران با اتحادیه صنف خیاطان ارتباط نزدیکتری پیدا کرد و در کلاسهای تخصصی محمدعلی نراقی شرکت کرد.
نراقی که در اروپا تحصیل کرده بود، شیوههای علمی طراحی الگو، برش و دوخت را آموزش میداد. ثابتیان از نخستین هنرجویان این دورهها بود و بعدها بهعنوان دستیار و مدرس در کنار استاد نراقی فعالیت کرد.
او بیش از ۳۵ سال در زمینه آموزش خیاطی زنانه و مردانه فعالیت داشت و بیش از ۲۵ سال نیز سرپرستی بازرسی صنف خیاطان را بر عهده گرفت.
ثابتیان بر اهمیت بهروز نگهداشتن دانش تأکید میکرد و برای دسترسی به منابع جدید آموزشی، با مدرسه مولر آلمان در ارتباط بود. از نگاه او، پیشرفت هنر خیاطی در گرو پیوند تجربه استادکاران با دانش روز جهان بود.
میراث ابراهیم ثابتیان در تاریخ خیاطی ایران
زندگی ابراهیم ثابتیان، روایتی از چند دهه تلاش برای حفظ و توسعه هنر خیاطی است؛ از شاگردی در همدان و فعالیت در کارگاههای لالهزار تا آموزش نسلهای تازه و مشارکت در تحولات صنفی.
او در پایان خاطرات خود از استادانی همچون عباس روستا، علیمحمد نراقی و برازنده یاد میکند و بر اهمیت شناخت و قدردانی از پیشکسوتان این حرفه تأکید دارد.
امروز اگرچه اتوهای زغالی جای خود را به تجهیزات پیشرفته دادهاند و کارگاههای سنتی در کنار خطوط تولید مدرن قرار گرفتهاند، اما ارزشهایی همچون مهارت، دقت، آموزش و احترام به میراث گذشتگان همچنان جایگاه خود را حفظ کردهاند.
میراث ابراهیم ثابتیان، تنها مجموعهای از خاطرات یک خیاط نیست؛ بلکه بخشی از تاریخ هنر و صنعت پوشاک ایران است که در تار و پود تجربه نسلهای مختلف ماندگار شده است.
برگرفته از کتاب” از هامبارسوم تا هاکوپیان“

